الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
269
الغدير ( فارسي )
جنگجوئى كه چون كارزار بر او سخت گيرد و به كشتنش برخيزد ، او نيز نبرد را سخت مىگيرد و مقاومت مىكند و آنگاه كه مرگ تند و بىتأخير ، روى آورد ، چون شيرى دلير كه به دفاع از حريمش برخاسته و مرگ راهش مىزند از حريم خود دفاع مىكند ( 1 ) . آنگاه گفت : گذشته از مردان خزاعه اگر زنانشان هم مىتوانستند با من مىجنگيدند ( 2 ) . و « اسود بن طهمان خزاعى » در آخرين رمق زندگى « عبد اللَّه بن بديل » از كنار او گذشت و به وى گفت به خدا قسم مرگ تو بر من دشوار است و اگر مىديدمت به يارى و دفاع از تو مىپرداختم و اگر قاتلت را مىديدم خوش داشتم كه دست از هم برنداريم تا آنكه يا من او را بكشم يا او مرا به تو ملحق كند سپس در كنارش نشست و گفت . تو كه مردى بىآزار و بيشتر به ياد خداوند بودى . مرا وصيّت كن خدايت رحمت كناد « ابن بديل » گفت : ترا سفارش مىكنم به ترس از خداوند و به خيرخواهى نسبت به امير مؤمنان و نبرد در خدمت او تا آنگاه كه حق آشكار شود يا تو به حق ملحق شوى و نيز سفارش مىكنم كه سلام مرا به امير مؤمنان برسانى و به او بگوئى « نبرد خود تا وقتى كه ميدان جنگ را پشت سر مىگذارى دنبال كن چه هر كس نبردگاه را پشت سر گذارد ، پيروز است » پس ديرى نپائيد كه مرد و « اسود » به سوى على آمد و پيغام رساند . امام فرمود « خدايش رحمت كناد . در زندگيش بهمراه ما با دشمنانمان جنگيد و در مرگش نيز نسبت به ما خيرخواهى كرد » و آنچه گوياى عظمت « عبد اللَّه بن بديل » در ميان ياران « على ع » است اين شعر . « ابن عدى بن حاتم » در روز صفيّن است :
--> ( 1 ) - شاعر اين ابيات حاتم طائى است قصيده اى كه اين ابيات از آن است در ص 121 ديوانش آمده اما بيت سوم در آن نيست . ( 2 ) - ص 126 كتاب صفين ابن مزاحم و ص 486 ج 2 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد .